متن های زیبا
 
چت روم

وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

لینک دوستان

3- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته های فرزندان

مهرورزی و محبت به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می باشد . حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه ای داشت . ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجهمی باشد .

در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب می شوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشت بشارت داده است . با این همه چرا گریان و نگران هستی؟

خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانی ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، می ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند .

اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد می کنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم .

بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زن ها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند . همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است . فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسول الله من شنیدم و قصد مخالفت با فرمایش شما رانداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در این جا بمانم; چون با خدیجه پیمان بسته ام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم . (12)

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستاده ای؟ اسماء عرض کرد: آری . پیامبر صلی الله علیه و آله دست به دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد . (13)

همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه هایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد . مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد . (14)

4- رعایت آیین شوهرداری

یکی از برنامه های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان می باشد . اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری های خانواده ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر می گردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است . حضرت خدیجهعلیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می آورد .

حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می آورد . در اینجا به برخی از روش های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجهاشاره می کنیم:

الف) ابراز محبت:

حضرت خدیجه در فرصت های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می کرد . او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می دارد:

فلو اننی امشیت فی کل نعمة

ودامت لی الدنیا وملک الاکاسرة

فما سویت عندی جناح بعوضة

اذا لم یکن عینی لعینک ناظرة (15)

اگر تمام نعمت های دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد .

ب) طرح غیرمستقیم خواسته ها

بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد . این در خواست های معقول زن، اگر در محیطی محبت آمیز و همراه با حفظ حریم های اخلاقی باشد، امری پسندیده تر و جذاب خواهد بود . اگر این خواسته ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت . حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ گاه خواسته های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی کرد بلکه سعی می کرد آن ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید .

حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت های خود را بیان می کرد، آن ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت آمیز مطرح نمود . وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن .

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم . تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی . حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول الله! می خواهم خواسته ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم .

پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت . آن گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری . فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند . پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد . هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت . آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول الله! خداوند سلام می رساند و می فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد .

ج) دلجویی و دلداری همسر

خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است . مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد .

حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود . مشرکان با سخنان توهین آمیز و اعمال وقیحانه ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت می کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری ها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران می شد . او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می نمود و سخنانش را تصدیق می کرد و او را از تمام غم ها و غصه ها می رهانید .

علامه سید شرف الدین در این مورد می نویسد: او مدت 25 سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی کرد . او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می داد . او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود . (16)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش می فرماید: خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می گردانیدند او به من روی می کرد و چون همه از من می گریختند، به من محبت و مهربانی می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد .

در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود . (17)

خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدت ها بعد از رحلت حضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح می کرد، می فرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من وست خدیجه را هم دوست می دارم .

5- برترین معیارهای انتخاب همسر

هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می شود . دختر و پسری که می خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می کنند که از جمله آن ها می توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد . اما در این میان مهم ترین دغدغه های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می گیرد، برترین معیارها و ملاک های ازدواج در انتخاب همسر آینده اش می باشد .

حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک ها و اصولی را مطرح می کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می شود .

خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم . (18)

ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود .

پی نوشت ها:

12) اعیان الشیعه، ج 1، ص 380 .

13) شجره طوبی، ج 2، ص 334 .

14) همان .

15) مستدرک سفینة البحار، ج 5، ص 44 .

16) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص 31 .

17) بحارالانوار، ج 43، ص 131 .


تاریخ انتشار: 1396/05/29 || بازدیدها:

چهره شان عجیب بود. روسری های سرمه ای و کِرم رنگ پوشیده بودند و لباس بلندی بر تن داشتند. سرمه چشمانشان گرد و غبار و اشک، سرخی لب هایشان از خشکیِ تشنگی، و گونه هایشان آفتاب زده و سوخته بود. عطرشان بوی باروت می داد و گردنبندی از پوکه به گردن داشتند. با تحمّلی شگفت آور سلاح در دست می گرفتند، یا کوله ای از تدارکات و مهمات و... را با آن سنگینی بر دوش می انداختند. زیورشان اسلحه شان بود، یا دوربین عکاسی شان، یا ضبط صوت و جعبه مهمّات و جعبه کمک های اولیه... و اکنون نیز قلمشان زیبنده ترین زینت آن هاست. ابهت شان چشم مردان را می گرفت و سوزن در دستشان، تیری بود بر قلب دشمن. نُقل عروسی شان گلوله بود؛ شاهد عقدشان شهدا؛ ضامن عقدشان امام (ره)؛ شرط ازدواجشان همراهی در سیر و سلوک و مدّت ازدواجشان شاید تا چند لحظه دیگر... .

و زنان جنگ، چنین بودند.

مقدمـــه

بياييد به سرزمين عشق و عرفان سفر كنيم ؛ سرزميني كه تجلي گاه شكوه ايثار است ؛ سرزميني كه همه يكرنگي و اتحاد است. اين جا سرزمين عشق و ايثار و فداكاري است. اي قلم ها! بدون وضو در اين حـريـم مـقـدس وارد نـشويد. اي هـمسـفران ! لازمـه ي ورود به اين سـرزميـن ، داشـتـن دل هايـي پـاك و بي آلايش است. حرمت و قداست اين سرزمين بسيار زياد است. اين سرزمين متعلق به شيرزنان عارفي است كه در هشت سال دفاع مقدس ،حماسه ها آفريدند. آن ها با توكل به خداوند و با تأسي به حديث متواتر و شريف الثقلين به دو امانت گران بهاي الهي چنگ زدند و آن را الگوي و سرمشق خود ساختند. بياييد به اين سرزمين روحاني سفر كنيم ، تا بسياري از حقايق را دريابيم ؛ سرزميني كه همه نور خداست و عظمت خدا را به وضوح مي توان در آن مشاهده كرد ؛ سرزميني كه معناي واقعي عبادت ، عشق ،شوق نيايش ، نماز ، محبت ، مشاركت ، خلوص ، انفاق ،گذشت ، ايثار جان ، خداشناسي و هزاران خصلت زيباي ديگر را در حد كمال در خود جاي داده است ؛ سرزميني كه از هر گوشه و كنار آن مي توان هزاران نكته ي اخلاقي و اجتماعي آموخت ؛ سرزميني كه ساكنان آن همه به ريسمان الهي چنگ مي زنند و به انگيزه ي تعبد نسبت به فرمان الهي و به قصد وصول به مقام فناء الي الله حركت كردند. اينان سبقت گيرندگان جهاد و شهادتند و شهادت را نزديك ترين راه تقرب به ذات احديت مي دانند. در سرزميني كه سراسر وحدت و عشق است ،همه به دنبال يك هدف مي گردند و آن رضاي خداست و در اين صحنه ، همه در تلاشند تا گوي سبقت را از ديگران بربايند. آري ، سخن از شير زناني است كه از همان روزهاي نخست كه رژيم بعث عراق به میهن اسلامی مان هجوم آورد ، همدوش مردان فرياد هل من ناصر ينصرني حسين زمان خويش را لبيك گفته و وارد صحنه هاي نبرد شدند. زنان متعهد و مؤمن كشورمان همانند دريايي خروشان به سوي مقصد نهايي (رضاي خداوند) حركت كردند.

سرّ اینکه اباذر در مبارزه شهره ی آفاق است، برای آن است که مبارزات قولی و عملی او در کتاب ها به ثبت رسید و در سخنرانی ها طرح گردید. سرداران جنگ تحمیلی نیز چنین بودند. از همّت و چمران و باکری ها و بابایی ها و.... سخن ها گفته شد. امّا زنانی هم بودند که چه در صدر اسلام و چه پس از آن، اباذر گونه، هم در صحنه جنگ حضور داشتند و هم برای روحیه دادن به نیروهای اعزامی و رزمی از آیات و احادیث رسول خدا) صلی علیه وآله وسلم) استمداد می نمودند و دعوت و رهبری آن ها بر محور قرآن کریم بود.

اگر کارهایی که زنان، در جنگ ها و صحنه های سیاسیِ اسلام کردند، ده ها بار گفته می شد، به صورت فیلم تبلیغی درمی آمد و کتاب ها در این زمینه نوشته می شد، آنگاه مشخص می گشت که زن ها در پیشبرد دین چه در صدر اسلام و چه پس از آن همچون اباذر و مالک اشتر بودند.

زن هم می تواند مسأله جهاد را به عهده بگیرد، چرا که جهاد، تنها در سنگر بودن و تیراندازی کردن نیست. کمک های تدارکاتی پشت جبهه و متن جبهه، امور مربوط به نقشه برداری، دیده بانی و ... بخش های مهمی از جهاد به شمار می رود، که زنان می توانند آن ها را به عهده بگیرند.

زن از فیض جهاد محروم نیست. اگر کشوری در حال جنگ و دفاع است، و از طرف بیگانگان تهدید می شود، زن نیز باید دفاع کند و لازمه دفاع آموزش دیدن است. در هیچ یک از این مسائل، زن را محروم نکرده اند، بلکه در اکثر دشواری ها و امانت داری ها، در بسیاری مصائب و مشکلات، زن همتای مرد است.(1)

مشارکت بانوان در دفاع مقدس، از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا از جهت کمیّت، حدود نیمی از آحاد جامعه را زنان تشکیل می دهند و مشارکت زن، یعنی هماهنگی نیمی از نیروهای جامعه در راستای یک هدف .

در اینجا ما به یاری خداوند متعال تلاش داریم تا گوشه ای از فعالیت های زنان را در هشت سال دفاع مقدس به عرصه ظهور بگذاریم .

فصل اول:نقش زنان در صدر اسلام

نقش زنان در صدر اسلام در دفاع، امری انکارناپذیر و مالامال از ایثاری آگاهانه، تقدیمی عاشقانه و روحی مخلصانه است.

بزرگترین مدافع زن در صدر اسلام، فاطمه (علیهاالسلام) است. ایشان به همراه گروهی از زنان در جنگ احد شرکت کردند. حضرت زهرا (علیهاالسلام) و چهارده زن دیگر، عهده دار حمل آذوقه و آشامیدنی، مراقبت از مجروحان و آب رسانی به تشنگان بودند. در همین جنگ ایشان از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) پرستاری و مراقبت نمودند.

زنان دیگری نیز در صدر اسلام برای دفاع از عقیده، ایمان، و دین و کیان خود نقشی به سزا داشته اند. اولین شهید زن در اسلام، سمیّه است؛ مادر عمار یاسر. صفیه دختر عبدالمطلب و عمّه بزرگوار پیامبر در جنگ احد سر یک یهودی را با شمشیر از تن جدا کرد، آسیه در مداوای مجروحین و انتقال شهدا سهم به سزایی داشت و یک نیروی رزمی بود. ام عمّاره در جنگ حنین یکی از دشمنان را با ضربات شمشیر از پای درآورد.

پیامبر اکرم همواره در جنگ ها تعدادی از زنان را به همراه داشت، که وظیفه آبرسانی به بیماران و مداوای آن ها را بر عهده داشتند.

نسيبه بنت کعب از جمله زناني بود كه در بيعت عقبة ثانيه با پيامبر بيعت نموده بود. او در بحرانهاي مختلفي كه براي حكومت اسلامي پيش آمد حمايت حقيقي خويش را از پيامبر (ص) به اثبات رساند. در جنگ احد مسؤوليت آبرساني به مجاهدين را به عهده داشت . در اين جنگ وقتي دشمن از گذرگاهي كه عده اي به طمع جمع آوري غنايم از آن غافل شده بودند هجوم آورد، مردان سست پيمان فرار را بر جهاد ترجيح دادند و تنها حدود 10 نفر باقي ماندند تا از پيامبر دفاع كنند. يكي از اين ده نفر نسيبه بنت كعب بود او مشك را به زمين انداخته. با سلاحي كه فراريان ترسو بر زمين نهاده بودند به دفاع از جان پيامبر مي پردازد در اين دفاع قهرمانانه جراحات بسياري توسط دشمن به او وارد مي آيد كه تا آخر عمر خدا را بر آن نشانهاي افتخار حك شده بر بدنش شكر مي گفت. از خود نسيبه نقل شده كه وقتي جان پيامبر (ص) را در معرض خطر ديدم با شمشير از حملات دشمن جلوگيري مي كردم و گاهي هم تيراندازي مي نمودم ، ناگاه متوجة حملة يكي از مشركين به پيامبر (ص) شدم، همراه با مصعب او را از حركت به سوي رسول خدا (ص) باز داشتيم، ولي او ضربتي بر من زد كه تا يك سال اثر آن بر شانه ام باقي ماند. پيامبر (ص) كه متوجه زخم شديد شانة من شده فورا يكي از پسرانم را صدا زده، فرمود: زخم مادرت را ببند. وقتي پسرم زخم مرا بست دوباره برخاستم و به دفاع از پيامبر مشغول شدم در همين هنگام متوجه زخمي شدن يكي از پسرانم شدم فورا با پارچه هايي كه براي بستن زخم مجروحين آورده بودم زخم او را بستم و به او گفتم: برخيز و از پيامبر (ص) دفاع كن.

مطلب قابل تأمل در این داستان، نحوة برخورد پيامبر با دفاع قهرمانانه اين زن از ايشان است كه نه تنها در تاریخ هيچگونه منع يا نهي اي از پيامبر (ص) در بارة اين كار نسيبه نمي بينيم، بلكه مي بينيم كه بعد از اتمام جنگ وقتی حضرت به مدينه بازگشت شخصي را به خانة نسيبه فرستاد تا از وضعيت جسماني او به ايشان گزارش بدهد و از خبر سلامت او خوشحال گرديد. نسيبه از پيامبر خواست تا دعا كند خدا او را در بهشت ملازم آن حضرت قرار بدهد. پيامبر در حق او دعا فرمود و گفت: خدايا اينها را در بهشت رفيق من قرار بده.

در برخي از روايات آمده است از جمله كساني كه به شرافت همراهي حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه نايل مي آيد و اخلاص خويش را دوباره در تاريخ اثبات مي كند نسيبه است كه به رجعت به دنيا در زمرة ياران حضرت قرار خواهد گرفت و به مداواي مجروحين مي پردازد.

در جريان خندق، هنگامي كه مسلمين در كنار خندق هایي اطراف مدينه در حال دفاع از شهر بودند، در داخل مدينه، زنان و فرزندان مشغول دعا براي آنان و حامي معنوي ايشان بودند، امّا ناگهان تعدادي از زنان متوجه حضور مردي يهودي شدند كه به قصد خيانت و جاسوسي به داخل شهر رخنه كرده بود. صفيّه بنت عبدالمطلب از حسان بن ثابت، مرد شاعر مسلماني كه همراه زنان در شهر مانده بود تقاضا كرد كه دشمن خائن را به قتل برساند ولي حسان جرأت نكرد اين كار را بكند. صفيّه هم بي هيچ هراسي او را به قتل رسانيد و این کاراوسبب شد تا يهوديان از آنجا متفرق شوند و دشمن داخلي نتواند كاري از پيش ببرد.

از شجاعت ها و دلیری های زنان در صدر اسلام داستانهای بسیاری وجود دارد که ما در اینجا فقط به ذکر تعدادی از آنها پرداختیم.

فصل دوم :سهم زنان در جنگ هشت ساله ایران و عراق

بحث مهم زنان در جنگ ایران در سه مقوله اصلی می گنجد:

1- فعالیت زنان در پشت جبهه

2- حضور زنان در میدان نبرد و خط مقدم

3- نقش زنان در حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس پس از پایان جنگ

1- فعالیت زنان در پشت جبهه

الف : تقویت روحیه ی رزمندگان

مساعدت زنان در پشت جبهه، طیف گسترده ای از فعالیت ها را در برمی گیرد. از جمله:

تقویت روحیه رزمندگان برای حضوری هر چه پرشورتر در جبهه ها و تشویق مداوم آنان، یکی از مهمترین و بارزترین فعالیت های زنان در ایام جنگ تحمیلی بود . حضور چشمگیر خواهران و همسران و مادران رزمندگان در هنگام بدرقه آنان، دلیلی است بر این مدعا .

این ترغیب و تشویق تا جایی ادامه داشت که حتی گاهی این زنان نمونه، خود، پیشانی بندهای این مسافران را محکم کرده، کوله بار سفرشان را می بستند و آنان را مهیای اعزام به جبهه می نمودند، و گاه برای احیای این هدف متعالی، از احساسات، گذشته و آمال و آرزوهای جوانی شان را برای دفاع از آرمان های اسلام و رسیدن به پیروزی لگدمال می کردند .

گواه این مطلب آن که هیچ مادری حاضر نمی شود جگر گوشه اش را که با خون دل و اشک دیده پرورش داده است، به سوی دشمن راهی کند، لیک این مادران غیور، خود زمینه ساز حضور فرزندانشان در جبهه ها بودند .

گواه دیگر آن که هر زنی، طالب آن است که مرد زندگیش در کنار او باشد، تا هرگز احساس ترس و وحشت و دلهره بر او غلبه ننماید، اما در آن سال های آتش و خون، زنانی بودند که حتی چند ماه یک بار نیز قادر به دیدن همسرانشان نبودند و تنها دلخوشی شان نامه هایی بود که هر از چند گاهی به دستشان می رسید .

حال آن که گاه دیر رسیدن یا نرسیدن آن نامه ها نیز، شور و غوغای دیگری در دلهایشان بر پا می کرد و هزاران فکر و تصور به ذهنشان خطور می نمود . گاه گذشت چندین ماه از تولد فرزندانشان، بهانه ای بود برای یک ملاقات کوتاه و مختصر . . . اما این زنان صبور و هدفمند، حتی در شهر غربت و در آوارگــی ها و جـابه جایی های مـتوالی، لـب به شکوه نگشوده و مشتاقانه به اسـتقبال تمامی این سختی ها می رفتند . حتی گاهی خود به همسرانشان اصرار می نمودند که کمتر به خانه بیایند و معتقد بودند، حضور آنان در جبهه ها ضروری تر و مفیدتر است; چرا که حضور در جبهه، تکلیفی الهی و مهر تاییدی بر فرمان ولایت بود .

گاه دلتنگی های فرزندانشان را می شنیدند و دلداری شان می دادند، حال آن که در پشت پرده اشک آلود چشمانشان غربت و دلتنگی عمیقی نهفته بود که تنها به امید رسیدن به هدف، آن را مخفی می نمودند .

این کار نه کاری ساده بلکه هنری بزرگ، پیچیده و دشوار است. این کار نه باری سبک، بلکه خارج از محاسبه است که توانی برتر از توان عادی می طلبد و زنان نمایش دهندگان این هنر برتر بودند.

در این وادی به طور قطع باید گفت هر یک رزمنده که در جبهه های دفاع مقدس حضور دارد بیانگر حضور دو زن به ظاهر غایب در صحنه است. از یک طرف زنی که به عنوان مادر هویت او را شکل داده و از طرف دیگر، زنی به عنوان همسر که او را حمایت کرده و برای او آرامش خاطر آورده. به گونه ای که اگر عشق و حمایت آن دو زن نبود ،حضور مردان هم امکان پذیر نبود.

بسياري از زنان ، همسران خود را حتي به قيمت از دست دادن همه ي لذات معمولي زندگي ، راهي ميدان مبارزه مي كردند و از فكرشان ، راهشان و آرمان هايشان دفاع مي كردند چه بسيار خانواده هايي پس از شنيدن خبر شهادت فرزندانشان ، خدا را شكر كرده كه چنين موهبتي را به آن ها عطا فرموده و با حفظ روحيه ي خود به دلجويي از ديگران مي پرداختند و به كوري چشم دشمنان ، حتي روي جنازه ي فرزندانشان عطر و گلاب مي پاشيدند. زنان در طول دفاع مقدس ثابت كردند كه يكي از عوامل تقويت كننده ي روحيه ي رزمندگان و پشتيباني فرهنگي آن ها از جبهه ها بودند.

ب ـ کمک های نقدی و غیر نقدی

در دوران هشت سال دفاع مقدس، اگر چه بخش عظيمي از درآمد كشور در جهت تجهيز جبهه ها و رفع نيازهاي تداركاتي هزينه ميگرديد اما به لحاظ وسعت ميدان جنگ از شمالي ترين نقطه مرزهاي غربي تا جنوبي ترين نقطه آن، به علاوه تمامي پهنه آبهاي نيلگون خليج فارس، طولاني بودن مدت درگيري،محصاره اقتصادي و وضعيت نامطلوب اقتصاد داخلي، دولت نمي توانست آنچنان كه شايسته است تمام هزينه هاي پشتيباني جبهه را تحمل نمايد. بنابراين مداخله نيروهاي مردمي در امر پشتيباني جنگ بسيار ضروري و حياتي بود.

آن روزها حال و هواي خاصي در مملكت اسلامي ما حاكم بود. در ميان اين تكاپو ، نه تنها مادران تلاش مي كردند ، بلكه دانش آموزان نيز در سنگر مدرسه علاوه بر درس خواندن به تهيه و تأمين وسايل مورد نياز رزمندگان مشغول بودند.

در سال 66، شرایط خاصی در جبهه ها به وجود آمده بود. در دبیرستان دخترانه ای که من مدیر آن بودم، جهاد مالی اعلام شد. روز اول چند تن از فرزندان شهدا، انگشترهایی که پدرانشان برایشان خریده بودند، داوطلبانه به صندوق ریختند. دانش آموزی داشتیم که برادر شهیدش برای ازدواج خود یک انگشتر برای نامزدش خریده بود. او نیز آن را به جبهه اهدا کرد. (2)

چه بسيار مدرسه هايي كه به خاطر همين فعاليتشان مورد بمباران هوايي قرار گرفتند !نمونه اي از آنها دبيرستان دخترانه ي زينبيه ی شهرستان ميانه بود ، كه به خاك و خون كشيده شد و ده ها دختر جوان به فيض شهادت و درجه ی جانبازی نايل شدند.

مرحومه فهیمه بابائیان پور، همسر شهید غلامرضا صادق زاده، در نامه ای به همسرش، می نویسد: دستم را از زیر چادر بیرون آوردم و یکبار دیگر برای آخرین بار به آن نگاه کردم. از دستم بیرونش آوردم و گفتم: می خواهم برای جبهه بدهم. برادری که در دکه ایستاده بود، گفت: چیه؟ طلاست؟ و بی اختیار نوار آهنگران را پشت بلندگوی دکه گذاشت. صدای آهنگران در میدان پیچید. اما من به خاطر می آوردم لحظات خوشی را که برای خریدنش صرف کرده بودیم. از این مغازه به آن مغازه. مغازه دار وقتی آن را آورد، گفت: عقیق این انگشتر یمنی است. تو خوشحال شدی و به عنوان تنها خرید ازدواجمان آن را خریدی. می خواستم به آن برادر بگویم: آری طلا است. تنها خرید ازدواجمان است. می خواستم بگویم که خیلی دوستش دارم. می خواستم بگویم که چند روزی در دستم کردم که خاطره اش در ذهنم بماند... برادر نوشت: انگشتر طلا با نگین دریافت گردید... . از دکه کمک به جبهه بیرون آمدم و پیش خود گفتم: یا زهرا (علیهاالسلام) قبول کن! (3)

خواهرم! تو چگونه به دنيا مي نگريستي كه هيچ چيز دنيا برايت ارزشی نداشت؟ تو حتی سرپناه خودت را فروختی و پول آن را براي تهيه ی آمبولانس رزمندگان پرداختی و تمام دارايی ات را براي جبهه اهدا نمودی. تو نه تنها درايی ات ، بلكه وجودت را نيز وقف اين كار كرده بودی

ج ـ آشپزی و تهیه مواد غذایی

عملیات کربلای چهار و پنج بود که تعداد مجروحین زیاد بود و آن ها را به نقاهتگاهی که به همین منظور در استادیوم آزادی تهران تدارک دیده بودند، آوردند. ساعت 12 شب، به بسیج خواهران محل اطلاع دادند که دویست کیلو هویج را باید آماده و آبگیری کنید. ما بلافاصله با خواهران تماس گرفتیم. آن ها به مسجد آمدند و در مدت 2 ساعت، تمامی 200 کیلو هویج را آب گرفتند و در شیشه آماده کردند. وقتی برادرها برای تحویل آن ها به مسجد آمدند، از سرعت عمل ما شگفت زده شدند... (4)

د ـ خیاطی و تهیه لباس گرم

در نخستين روزهاي جنگ ، زنان ايرانی ، خانه و كاشانه ی خود را رها كرده و به صورت داوطلبانه به صحنه های نبرد رفته و به صورت هاي مختلفی شروع به فعاليت كردند. روزی به دوختن گونی برای سنگر ها و پاسداري از شهرها پرداختند و روزی به تهيه ی آذوقه و لباس و ملحفه براي زخمی ها و بيمارستان ها و حضور فعال در مساجد جامع شهرها و زماني به بافتن لباس گرم برای مجاهدين فی سبيل الله كه عاشقانه به ضيافت الله شتافتند ، مشغول شدند.

یکی از خواهرانی که در ستاد پشتیبانی مکتب الزهرا(علیهاالسلام) فعالیت کرده است، چنین می گوید: آن روزها شنیدیم که بعضی کارخانه ها لباس هایی را که برای برادران سپاهی و ارتشی می دوزند، دستی 45 تومان از دولت پول می گیرند. ما با مراجعه به واحد امور صنفی تقاضا کردیم که دو هزار دست لباس را می دوزیم و مجاناً در اختیار دولت می گذاریم.

حتی در مواقع بمباران هوایی دشمن، شبانه روز پشت چرخ خیاطی می نشستیم و فقط کار می کردیم. مادر شهیدی که در فاجعه هفتم تیر پسرش شهید شده بود، اشک می ریخت و شبانه روز در ستاد، لباس می دوخت... (5)

ه ـ اهدای خون

دکتر میلانی، مدیر عامل وقت سازمان انتقال خون ایران، خاطره ای از عملیات کربلای 5 نقل می کند: ... ساعت حدود 3 نیمه شب بود. برای سرکشی به سالن انتقال خون رفتم. دیدم گروهی از خواهران برای اهدای خون از دولت آباد تهران به سازمان آمده اند... آن هم در آن ساعات شب!

و ـ ازدواج با رزمندگان و جانبازان

زنان ما با تمام مشكلات و دشواری ها مبارزه كردند تا اسلام و مسلمانان پيروز شوند. زنان ما همواره در طول دفاع مقدس در صحنه حضور داشتند. زنان آيينه تمام نمای ايثار و فداكاري و اسطوره هاي شهادت و شهامت بودند. دختران جوان و فداكار اين كشور كه در مكتب اسوه و مقتدای خودشان حضرت زهرا پرورش يافته بودند علاوه بر اينكه در بحرانهای مهم خود را در معرض آسيب و خطر قرار دادند و به ياری انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي و رزمندگان سلحشور شتافتند با ايثار و فداكاري وصف ناپذيری حاضر شدند با جانبازان و رزمندگان ازدواج كنند در حالي كه ميدانستند با قبول اين علقه، مشقات و سختيهای فراواني را بايد تحمل كنند ولی با اشتياق فراوان به ازدواج با ايثارگران تن دادند. آنان با اين عمل ايثارگرانه هم روحيه رزمندگان اسلام را تقويت كردند و هم برگهای زرينی بر تاريخ انسانيت اين مرز و بوم افزودند. خانم دكتر كيهانی، پزشك بزرگواريست كه در بيمارستان سرپلذهاب در خدمت مجروحان است او برای روحيه بخشيدن به بچههاي جبهه حتي حاضر نشد در شهر خودش (تهران) ازدواج كند، بلكه پس از جاری كردن صيغه عقد در تهران، مراسم ازدواجش را در همان منطقه جنگي برپاساخت و سفره عقدشان از تجهيزات جنگي غنيمتی تزئين شده بود.

معصومه صالح خانی، همسر جانباز صفوی (نابینا از دو چشم و محروم دوپا)، می گوید اوایل جنگ بود. فکر می کردم من که زن هستم، تکلیف من چیست؟ احساس کردم که باید با یک جانباز ازدواج کنم...

ز ـ سخنرانی و نامه های پرشور در تشجیع رزمندگان

سخنرانی پرشور مادر بزرگوار شهیدان مهدی و مجید زین الدین، در تشییع پیکرشان، چنان شوری در همگان ایجاد کرد که هزاران هزار جوان برومند با تهییج مادرانشان، داوطلبانه به جبهه اعزام شدند... .

و یا سخنرانی فهیمه بابائیان پور، همسر شهید غلامرضا صادق زاده که: ای همسر شهیدم! راهت ادامه دارد... . فهیمه پس از آن که بر جسد پاره پاره همسرش حضور یافت، به جای آن که فغان و زاری پیشه کند و سیاه بپوشد، لباس سپید عروسی اش را بر تن کرد و گل روز عروسی اش را در دست گرفت و پیشاپیش همگان در تشییع پیکر همسرش فریاد برآورد: ای همسر شهیدم! شهادتت مبارک! و در هنگام تدفین او، در میان انبوه جمعیت، با صدای رسا گفت: الهی! رضاً برضائک، تسلیماً لأمرک . و در مراسم ختم او تأکید کرد که این ختم نیست که آغاز است، آغاز راهی که همسرم آن را پیمود...

از آن پس فهیمه یکسال لباس سپید پوشید؛ چرا که خود را عزادار نمی دانست، همان گونه که در تدفین او گفته بود: اگر غلامرضا به مرگ طبیعی مرده بود، سیاه می پوشیدم؛ چرا که عزیزی از دست رفته بود. اما اکنون لباس سپید عروسی ام را بر تن کرده ام؛ چرا که می دانم او هست، ناظر است، شاهد است، من حتی از او خداحافظی هم نمی کنم... . کلامش چنان شورانگیز بود که بانویی از فهیمه 19 ساله خواسته بود تا اگر پسرش شهید شد، فهیمه در مراسم ختمش سخنرانی کند.(6)

ذ ـ تبلیغات برای ایجاد روحیه حماسی در رزمندگان

هنر، همچنانکه پیر مراد رزمندگان گفته بود: دمیدن روح تعهد در انسان هاست... و این چنین بود که شاعران و هنرمندان زن در این میان نقش آفرینی کردند. اشعار حماسی و شورانگیز مرحومه سپیده کاشانی، خانم سیمین دخت وحیدی و طاهره صفارزاده، همچون شعر خنساء در زمان پیامبر، حماسه ساز بزرگمردان بود. تهیه و نصب پلاکاردها و تراکت های تبلیغاتی و شعارها و... نیز شیوه ای دیگر بود.

بچه ها چند قوطی رنگ که در خانه داشتند، آورده بودند. نقاش ابتدا طرح ها را با مداد روی تخته ها پیاده کرد. قلم مو نداشتیم. نگاهی به هم انداختیم. آستینم را بالا زدم و انگشتم را در قوطی رنگ فرو بردم و شروع کردم به رنگ زدن. بقیه هم به من نگاه کردند و با خنده مرا همراهی کردند... صدای اذان صبح که بلند شد، کار طراحی ما نیز به پایان رسیده بود... (7)

چنین است که رهبر معظم انقلاب می فرمایند: ما در جنگ و انقلاب مشاهده کردیم که نقش خانم ها اگر از مردها بیشتر نبود، کمتر هم نبود. اگر زنان حماسه جنگ را نمی سرودند و جنگ را در میان خانه ها یک ارزش تلقی نمی کردند، مردها اراده و انگیزه رفتن به میدان جنگ را پیدا نمی کردند. ده ها عامل دست به دست هم می دهد تا خیل عظیم بسیجی را به سمت جبهه روانه کند. یکی از مهمترین این عامل ها، روحیه همسران و زنان است... (8)

پی نوشت ها :

1- آیت الله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، نشر فرهنگی رجاء، ص 292.

2- عشق و آتش (ویژه نامه بانوان فداکار مازندران)، ص 104 و 106.

3- علیرضا کمری، نامه های فهیمه، دفتر ادبیات و هنر مقاومت، ص 137.

4- عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، ص 80

5- نقش پشتیبانی رزمی در دفاع، کنگره نقش زنان در دفاع و امنیت، ص 10

6- نامه های فهیمه، ص 116.

7- نقش پشتیبانی رزمی در دفاع، کنگره نقش زنان در دفاع و امنیت

8- حدیث ولایت، ج 3، ص 54.

 


 

 

 


تاریخ انتشار: 1396/05/29 || بازدیدها:

لزوم تشکیل حکومت از نگاه هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است.

امام زمان، صاحب الزمان

آیا وقت آن نشده راه بر ستیزه جویان و نابخردان که هر آن بشر را به سیاه چال های نادانی سوق می دهند، بسته شود؟همان ها که از جهل بشر سوء استفاده نموده و پیوسته راه بر تعالی او می بندند و بر اندیشه او ارجی نمی نهند. ادیان جدید، رقیب و ساختگی بر سر راه او می گمارند.

لزوم حکومت

همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد. لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. تنها کسانی که سود و منفعت خود را در هرج و مرج می دانند از نظم و قانون حاکم بر جامعه بشری نگران و هراسناک خواهند شد.. حکمت ضرورت حکومت و وجود رهبری سیاسی تامین حداقل نیاز و حقوق مردم است که برای این هدف تشکیل حکومت به هر شکل آن اجتناب ناپذیر است.

اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است. راز ماندگاری در تاریخ و بارور شدن این است که اصل و ریشه، طیب و پاکیزه باشد. چنانچه خداوند می فرمایند: أَلَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿ابراهیم، آیه ۲۴﴾ آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ریشه‏ اش استوار و شاخه‏ اش در آسمان است. نهالی که در سرزمین مناسبی غرس شود رشد خواهد نمود. نهال حکومت جهانی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در سرزمین اسلام قرار گرفته است. چرا که انقلاب اسلامی هویت اسلامی بود و در آن از هیچ ایدئولوژی غربی استفاده نشده بود .

اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است

زمینه سازی حکومت توسط مردم

یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است. خداوند می فرمایید: إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ 11 رعد .این امر به عنوان اصلی است که شاید کمتر کسی آن را نمی پذیرد . مقاتل بن سلیمان شاگرد مکتب تفسیری ابن عباس تاکید می کند که کفار مکه یکی از نمونه های بارزی بودند که شامل این سنت الهی شدند. (مقاتل بن سلیمان/ ج 2/ 370)

ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است. سزاوار است مردم بر این امر کوشیده و آگاهان نا آگاهان را بیدار نمایند چرا که ایشان در بستر سازی و فراهم نمودن زمینه های ظهور نقش اساسی ایفا می کنند . اگر چه برخی به اشتباه معتقدند مردم، هم اکنون وظیفه ای نداشته و بعد از برقراری حکومت مصلح کل، باید نقش خود را ایفا کنند. به صراحت می توان گفت طبق آیه ی 11 سوره رعد اگر خودشان نخواهند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگرچه؛ نقش آنان را بعد از حکومت نیز نادیده نخواهیم گرفت. بنابراین اگرچه در کنار زمینه ها ، فراهم آمدن شرایطظهور نیز دارای اهمیت است اما چه بسا شرایط پدید آمده در جهان معاصر منتظر حلقه ی آخرین این زنجیر یعنی دگرگونی مردم باشند.

همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد

ایجاد همبستگی و یکپارچگی بین انسان ها و افکار و آمال و دیدگاه های آنان شاید امروزه از مسائل دست نیافتنی محسوب شود. اما باظهور یگانه منجی قطب عالم امکان و با بالارفتن بینش و از بین رفتن منیّت ها و خودخواهی ها اتحاد شگرفی در میان انسان ها رخ خواهد داد. امام باقر علیه السلام می فرمایند: تمام جهان، ملت واحد می شوند و آن ملت اسلام است و هر چه معبود غیر خدا در زمین باشد به آتش فرود آمده از آسمان خواهند سوخت (منخب الاثر / ص 308)

خلاصه سخن :

لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

 

 

 


تاریخ انتشار: 1396/05/29 || بازدیدها:

ظهور حضرت مهدی(عج) ظهور حکومت عدل الهی، ظهور رحمت، رأفت، امنیت، آسایش، صمیمیت و ... است و حکومت الهی جز اجرای فرامین او و هدایت به صراط مستقیم چیزی دیگر نیست،آنچه که برای شیعیان حضرت مطرح است اینست که بعد از نشانه های مذکور قبل از دوره ظهور حضرت که اتفاقات ناگوار و ناخوشایندی چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی افراد رخ میدهد آیا بعد از ظهور ودر دوره حکومت حضرت برنامه ایی برای جبران این اتفاقات و ظلم و ستم ها وجود دارد آیا برای شیعیان راستین که در آن دوران طاقت فرسای قبل از ظهور حل خواهد شد و اگر می شود به چه شکل ....

ظهور، ظهور امام زمان، امام مهدی

از جمله اقداماتی که به امام زمان (عج) در هنگام ظهور آن حضرت نسبت داده شده است، و برخی روایات هم به آن اشاره دارد، تخریب برخی مساجد و اماکن متبرکه است در روایات متعدد مشاهده میشود آنچه که تحت عنوان وقایع پس از ظهور و دوره حکومت عدلل از آن یاد میشود که از جمله آن همین تخریب مساجد و اماکن متبرکه است صحت داشته و جزو برنامه ههای آنحضرت است اما چرا ؟

ابوبصیر می گوید: امام باقر(ع) فرمود: هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد و همچنین مسجدی که مشرف بر دیگران باشد نمی گذارد، مگر اینکه حالت اشراف آن را برداشته و با حالت سادگی می گذارد و دیگر مسجدی که در مسیر جاده ها قرار گیرد از بین میبرد پس در نتیجه یکی از ذلایل این اقدام حضرت را میتوان ایرادات فیزیکی و شرعی وارد بر این اماکن مثل قبله اشتباه این مساجد که سوی اصلی نمازگزاران را تعیین میکرده و یا اشراف آن بر منازل و یا اماکن دیگر بوده و یا در مسیر حرکت دیگران بودن با توجه به اینکه محل عبادت نباید غصبی یا محل تردد باشد چرا که این امر هم تمرکز بنده را نسبت به خدای متعال کم میکند وهم بلحاظ شرعی نماز مکان غصبی صحیح نمیباشد.

امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد

دین و مذهب همواره انسان ها را از سطحی نگری و تجمل گرایی زاید منع کرده است. در طول تاریخ اسلام به واسطه تسلط حکومت های نالایق که برداشت صحیحی از تعالیم اسلام نداشتند، مظاهر فرهنگ تمدن اسلامی به اشکال مختلف مورد تغییر قرار گرفت و ظاهر تجمل گرایی به مؤسسات دینی نیز سرایت نموده است. مساجدی که در صدر اسلام محل دعوت به دین و ارشاد و هدایت بود و حتی تصمیمات حکومتی مهم؛ نظیر امر به جهاد با مشرکان در آن جا تصمیم گیری می شد. و در واقع محل عروج انسان به شمار می رفت، در آخر زمان بعضی از این مساجد اهمیت خود را از دست داده و به جای تعلیم و ارشاد دینی در آنها، به گسترش کمی و تزیین آنها پرداخته می شود، در حالی که خالی از مؤمنان است؛ به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: زمانی بر امت من خواهد رسید .... که مساجدشان در ظاهر آباد است، در حالی که از هدایت تهی و ویران می باشد... امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد.

دیگر این که امور اصلاحی امام فراگیر است و شامل تمام حوزه های دین می شود. لذا وقتی سخن از خراب کردن مسجد به میان می آید از حیز انتفاع انداختن آن نیست، بلکه از روایات دیگر به همین مضمون استفاده می شود که حضرت در کیفیت بنای مساجد به شکلی که برای مردم مزاحمت ایجاد کرده، نظر دارد و برطرف کردن این اشکال نسبت به اماکن دینی از وظایف حکومت دینی است که امام در رأس آن قرار دارد. این امر نه تنها مذموم نیست، بلکه این پیام را برای انسان ها به همراه دارد که دین حتی در مقدس ترین مقوله ها ضامن حقوق آنها می باشد.

همچنین حضرت علی(علیه السلام) از نماز گزاردن در پنج مسجد در کوفه نهی می نمود؛ مسجد اشعث بن قیس کندی، مسجد جریر بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم. چهار مسجد از این مساجد را امام باقر (علیه السلام) به مساجد ملعونه تعبیر نموده اند که ممکن است در زمان حضرت قائم وجود داشته باشند و توسط ایشان تخریب شوند.

حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر( ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود.

حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود

در مورد تخریب مسجد الحرام، کعبه، و مسجد النبی نیز روایات حاکی از ویران کردن آنها و از حیز انتفاع ساقط کردن نیست، بلکه آنچه در روایات بدان تصریح شده است، خراب کردن و بنای مجدد آنها است که این امر دلایل خاص خود را دارد. برای مثال خانه کعبه در طول دوره های مختلف تاکنون دچار دگرگونی شده است و بنا به روایتی پیامبر اکرم (ص) قصد اصلاح آن را داشت، لکن شرایط اجتماعی مانع از این امر بودحضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود.

بر اساس آنچه گفته شد، روشن می شود که تخریب مساجد و یا ویران کردن برخی مساجد و بازسازی آنها در عصر مهدی منتظر(عج) امری دور از انتظار و عجیب نخواهد بود. برخی از مساجد به دلیل عدم رعایت اصول شرعی بنا شده اند و نیز برخی از آنها تغییر ماهیت داده و پایگاهی برای مبارزه با دین شده اند که بر اساس روایات یاد شده تخریب می شوند. همچنین برخی مساجد به دلایل تغییراتی که در طول زمان در حدود آن ایجاد شده، تخریب و بر اساس اولیه خود بازسازی خواهند شد.

 

 

ظهور حضرت مهدی(عج) ظهور حکومت عدل الهی، ظهور رحمت، رأفت، امنیت، آسایش، صمیمیت و ... است و حکومت الهی جز اجرای فرامین او و هدایت به صراط مستقیم چیزی دیگر نیست،آنچه که برای شیعیان حضرت مطرح است اینست که بعد از نشانه های مذکور قبل از دوره ظهور حضرت که اتفاقات ناگوار و ناخوشایندی چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی افراد رخ میدهد آیا بعد از ظهور ودر دوره حکومت حضرت برنامه ایی برای جبران این اتفاقات و ظلم و ستم ها وجود دارد آیا برای شیعیان راستین که در آن دوران طاقت فرسای قبل از ظهور حل خواهد شد و اگر می شود به چه شکل ....

ظهور، ظهور امام زمان، امام مهدی

از جمله اقداماتی که به امام زمان (عج) در هنگام ظهور آن حضرت نسبت داده شده است، و برخی روایات هم به آن اشاره دارد، تخریب برخی مساجد و اماکن متبرکه است در روایات متعدد مشاهده میشود آنچه که تحت عنوان وقایع پس از ظهور و دوره حکومت عدلل از آن یاد میشود که از جمله آن همین تخریب مساجد و اماکن متبرکه است صحت داشته و جزو برنامه ههای آنحضرت است اما چرا ؟

ابوبصیر می گوید: امام باقر(ع) فرمود: هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد و همچنین مسجدی که مشرف بر دیگران باشد نمی گذارد، مگر اینکه حالت اشراف آن را برداشته و با حالت سادگی می گذارد و دیگر مسجدی که در مسیر جاده ها قرار گیرد از بین میبرد پس در نتیجه یکی از ذلایل این اقدام حضرت را میتوان ایرادات فیزیکی و شرعی وارد بر این اماکن مثل قبله اشتباه این مساجد که سوی اصلی نمازگزاران را تعیین میکرده و یا اشراف آن بر منازل و یا اماکن دیگر بوده و یا در مسیر حرکت دیگران بودن با توجه به اینکه محل عبادت نباید غصبی یا محل تردد باشد چرا که این امر هم تمرکز بنده را نسبت به خدای متعال کم میکند وهم بلحاظ شرعی نماز مکان غصبی صحیح نمیباشد.

امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد

دین و مذهب همواره انسان ها را از سطحی نگری و تجمل گرایی زاید منع کرده است. در طول تاریخ اسلام به واسطه تسلط حکومت های نالایق که برداشت صحیحی از تعالیم اسلام نداشتند، مظاهر فرهنگ تمدن اسلامی به اشکال مختلف مورد تغییر قرار گرفت و ظاهر تجمل گرایی به مؤسسات دینی نیز سرایت نموده است. مساجدی که در صدر اسلام محل دعوت به دین و ارشاد و هدایت بود و حتی تصمیمات حکومتی مهم؛ نظیر امر به جهاد با مشرکان در آن جا تصمیم گیری می شد. و در واقع محل عروج انسان به شمار می رفت، در آخر زمان بعضی از این مساجد اهمیت خود را از دست داده و به جای تعلیم و ارشاد دینی در آنها، به گسترش کمی و تزیین آنها پرداخته می شود، در حالی که خالی از مؤمنان است؛ به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: زمانی بر امت من خواهد رسید .... که مساجدشان در ظاهر آباد است، در حالی که از هدایت تهی و ویران می باشد... امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد.

دیگر این که امور اصلاحی امام فراگیر است و شامل تمام حوزه های دین می شود. لذا وقتی سخن از خراب کردن مسجد به میان می آید از حیز انتفاع انداختن آن نیست، بلکه از روایات دیگر به همین مضمون استفاده می شود که حضرت در کیفیت بنای مساجد به شکلی که برای مردم مزاحمت ایجاد کرده، نظر دارد و برطرف کردن این اشکال نسبت به اماکن دینی از وظایف حکومت دینی است که امام در رأس آن قرار دارد. این امر نه تنها مذموم نیست، بلکه این پیام را برای انسان ها به همراه دارد که دین حتی در مقدس ترین مقوله ها ضامن حقوق آنها می باشد.

همچنین حضرت علی(علیه السلام) از نماز گزاردن در پنج مسجد در کوفه نهی می نمود؛ مسجد اشعث بن قیس کندی، مسجد جریر بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم. چهار مسجد از این مساجد را امام باقر (علیه السلام) به مساجد ملعونه تعبیر نموده اند که ممکن است در زمان حضرت قائم وجود داشته باشند و توسط ایشان تخریب شوند.

حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر( ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود.

حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود

در مورد تخریب مسجد الحرام، کعبه، و مسجد النبی نیز روایات حاکی از ویران کردن آنها و از حیز انتفاع ساقط کردن نیست، بلکه آنچه در روایات بدان تصریح شده است، خراب کردن و بنای مجدد آنها است که این امر دلایل خاص خود را دارد. برای مثال خانه کعبه در طول دوره های مختلف تاکنون دچار دگرگونی شده است و بنا به روایتی پیامبر اکرم (ص) قصد اصلاح آن را داشت، لکن شرایط اجتماعی مانع از این امر بودحضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود.

بر اساس آنچه گفته شد، روشن می شود که تخریب مساجد و یا ویران کردن برخی مساجد و بازسازی آنها در عصر مهدی منتظر(عج) امری دور از انتظار و عجیب نخواهد بود. برخی از مساجد به دلیل عدم رعایت اصول شرعی بنا شده اند و نیز برخی از آنها تغییر ماهیت داده و پایگاهی برای مبارزه با دین شده اند که بر اساس روایات یاد شده تخریب می شوند. همچنین برخی مساجد به دلایل تغییراتی که در طول زمان در حدود آن ایجاد شده، تخریب و بر اساس اولیه خود بازسازی خواهند شد.

منابع:

سایت جنبش سایبری 313

سایت مشرق

 


تاریخ انتشار: 1396/05/29 || بازدیدها:

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست.

منجی، منجی در ادیان، امام زمان

عقیده به ظهور منجی بزرگ در آخرالزمان که جهانیان را از ستم استبداد و بیداد رهایی خواهد بخشید، اعتقادی همگانی در میان پیروان ادیان، به خصوص ادیان بزرگ الهی و ابراهیمی است. همه ادیان و حتی مکتب های غیر الهی منتظرند تا دنیای آنها با آمدن یک نجات بخش که ظلم و ستم را از بین می برد خاتمه یابد، با بررسی این مطلب در ادیان مختلف به این نتیجه می رسیم که اصل ظهور منجی در میان همه ادیان امری مسلم است امّا در توصیف جزئیات دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند.

بشر از آن هنگام که ابتدایی‏ترین جوامع را تشکیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعه‏ای آرمانی و به تبع آنْ شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعه‏ای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگ‏های اقوام و ملل مختلف با تلقی‏ها و نگرش‏های گوناگون و به صورت‏های متنوعی معرفی شده است. منجی موعود و نجات‏بخش در نزد اقوام و ملل مختلف با آیین‏ها و فرهنگ‏های کاملاً متفاوت، به اَشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد.

تكثر منجی یا وحدت منجی

ما می بینیم که در ادیان مختلف بحث منجی مطرح است وهمه منتظر شخصی هستند که بیاید و ظلم و فساد را از بین ببرد، در یهود مسیحا یا ماشیح،( 250505) در مسیحیت مسیح، در اسلام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه، در زرتشت سوشیانت،( 236736) در هند و بودا متریا،( 24567) حال این سوال مطرح است که در واقع برای نجات بشریت قرار است چند منجی فرستاده شود؟

با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است

در بیشتر ادیان، این منجی را قرار است خدا بفرستد و نظام یك پارچه و جهانی هم که مطرح است تنها یك رهبر می خواهد، یعنی با منشأ واحد و ویژگی واحد. پس منجی با تكثر، سازگاری ندارد. حال این کدام منجی است که از طرف خداوند برای برقراری حکومت عدل جهانی می آید؟

بدیهی است که هر کدام از ادیان که نسبت به منجی خود تصور واضح تری ارائه کند و مدرک موثقی داشته باشد مورد پذیرش قرار می گیرد، با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان(192061) به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است.

زیرا منجی که اسلام معرفی می کند یک فرد مشخصی است که نام، نام پدر، مادر و اجداد طاهرینش معین و معلوم است و صدها روایت در کتب شیعه و سنی وی را از زبان پیامبر اسلام معرفی کرده است، او حیّ و حاضر و زنده است، و راه و روش و اهدافش مشخص و معین است، هم چنان که قرآن وعده داده است، برای از بین بردن ظلم و فساد و بر پایی حکومت عدل جهانی می آید. خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند (آیه 55 سوره مبارکه نور)

نکته قابل توجه این است که برخی علائم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده در مورد حضرت مهدی علیه السلام نیز قابل تطبیق است و درست نیست که حضرت را به یک ملت معینی اختصاص دهیم، او می آید تا با عناوین اختلاف انگیز مبارزه کند بنابراین باید او را مهدی موعود جهانیان برشمرد. زیرا عقیده به ظهور یک منجی و نجات دهنده فوق العاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده اند، منجی ملت ها در ادیان مختلف به خصوص ادیان ابراهیمی، هدفی واحد دارند و آن اقامه عدل و داد و بر پایی نظامی عادلانه و الهی است. ادیان غیر ابراهیمی هم همین اهداف را در مراتب پایین تری دنبال می کنند و بشارت نجات، کمال و عدالت سر می دهند. این بدان معناست که بشریت به دنبال یک گم شده است و در انتظار یک نجات دهنده اما برخی مصداق را گم کرده و راه را اشتباه رفته اند.

دین اسلام و حکومت واحد جهانی

همه ادیان، داعیه دار حکومت واحد جهانی در آخرالزمان هستند؛ اما در این میان اسلام ، حکومت واحد جهانی را بسیار روشن ترسیم کرده، راه های رسیدن به آن را بیان و رهبری، اهداف قیام، سرزمین های استراتژیک، نشانه های نزدیک شدن و… را کاملاً بیان کرده است.

ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد

قرآن و سنت دو منبع اصلی اسلام، درباره حکومت واحد جهانی(110373) سخن فراوان دارند: قرآن کریم در سوره انبیاء آیه 105 می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ- ما در کتاب زبور بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته من در اختیار خواهند گرفت و همین برای گروه عبادت کنندگان برای رسیدن به اهدافشان کافی است. در تفسیر قمى نیز در ذیل این آیه چنین آمده است: "منظور از اینكه زمین را بندگان صالح خدا به ارث مى‏برند حضرت مهدى عج و یاران او هستند". (تفسیر نمونه ج13،ص519) آیه، به صراحت می-فرماید: الأرض ؛ یعنی همه زمین در قلمرو حکومت صالحان است؛ چنان که در سوره حج آیه41 آمده است: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ .

آنها هرگز پس از پیروزى، همچون خودكامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب نمى‏پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى‏روند، بلكه پیروزی ها و موفقیت ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى‏دهند آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یك طاغوت جدید نمى‏شوند، ارتباطشان با خدا محكم و با خلق خدا نیز مستحكم است‏. حضرت باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: این مژده برای آل محمد صلوات الله علیهم است خدای تعالی مهدی عجل الله تعالی فرجه و یارانش را در مشارق و مغارب زمین پادشاهی می دهد. (بحارالانوار ج51،ص47)

در آیه دیگر، غلبه جهانی حق طلبان با دین حق همراه شده است: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. او كسى است كه رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین‏ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.( توبه، ۳۳: صف، ۹) امام صادق علیه السلام می فرماید:به خدا سوگند ای مفضل! همانا که از آیین ها و دین ها اختلاف را برطرف می کند و دین همه اش یکی خواهد شد همان گونه که خداوند تبارک و تعالی فرمود: انّ الدّین عندالله الاسلام همانا دین نزد خدا اسلام است و خدای تعالی (باز) فرمود: هرکس از دینی جز اسلام پیروی کند از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود. (بحارالانوار ج53)

خلاصه سخن:

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست در واقع شیعه با اندیشه مهدویت زنده و پویا است و با آن زندگی می کند و نفس می کشد و آن را رکن اساسی اعتقاداتش می داند، حال اگر همه بشریت مقدمه ظهور منجی عالم را فراهم کنند و در راهی قدم بگذارند که هدف از خلقت بشر همان است منجی کل جهان می آید و دنیا به مدینه فاضله تبدیل خواهد شد.

 

-

 

 

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست.

منجی، منجی در ادیان، امام زمان

عقیده به ظهور منجی بزرگ در آخرالزمان که جهانیان را از ستم استبداد و بیداد رهایی خواهد بخشید، اعتقادی همگانی در میان پیروان ادیان، به خصوص ادیان بزرگ الهی و ابراهیمی است. همه ادیان و حتی مکتب های غیر الهی منتظرند تا دنیای آنها با آمدن یک نجات بخش که ظلم و ستم را از بین می برد خاتمه یابد، با بررسی این مطلب در ادیان مختلف به این نتیجه می رسیم که اصل ظهور منجی در میان همه ادیان امری مسلم است امّا در توصیف جزئیات دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند.

بشر از آن هنگام که ابتدایی‏ترین جوامع را تشکیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعه‏ای آرمانی و به تبع آنْ شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعه‏ای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگ‏های اقوام و ملل مختلف با تلقی‏ها و نگرش‏های گوناگون و به صورت‏های متنوعی معرفی شده است. منجی موعود و نجات‏بخش در نزد اقوام و ملل مختلف با آیین‏ها و فرهنگ‏های کاملاً متفاوت، به اَشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد.

تكثر منجی یا وحدت منجی

ما می بینیم که در ادیان مختلف بحث منجی مطرح است وهمه منتظر شخصی هستند که بیاید و ظلم و فساد را از بین ببرد، در یهود مسیحا یا ماشیح،( 250505) در مسیحیت مسیح، در اسلام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه، در زرتشت سوشیانت،( 236736) در هند و بودا متریا،( 24567) حال این سوال مطرح است که در واقع برای نجات بشریت قرار است چند منجی فرستاده شود؟

با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است

در بیشتر ادیان، این منجی را قرار است خدا بفرستد و نظام یك پارچه و جهانی هم که مطرح است تنها یك رهبر می خواهد، یعنی با منشأ واحد و ویژگی واحد. پس منجی با تكثر، سازگاری ندارد. حال این کدام منجی است که از طرف خداوند برای برقراری حکومت عدل جهانی می آید؟

بدیهی است که هر کدام از ادیان که نسبت به منجی خود تصور واضح تری ارائه کند و مدرک موثقی داشته باشد مورد پذیرش قرار می گیرد، با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان(192061) به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است.

زیرا منجی که اسلام معرفی می کند یک فرد مشخصی است که نام، نام پدر، مادر و اجداد طاهرینش معین و معلوم است و صدها روایت در کتب شیعه و سنی وی را از زبان پیامبر اسلام معرفی کرده است، او حیّ و حاضر و زنده است، و راه و روش و اهدافش مشخص و معین است، هم چنان که قرآن وعده داده است، برای از بین بردن ظلم و فساد و بر پایی حکومت عدل جهانی می آید. خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند (آیه 55 سوره مبارکه نور)

نکته قابل توجه این است که برخی علائم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده در مورد حضرت مهدی علیه السلام نیز قابل تطبیق است و درست نیست که حضرت را به یک ملت معینی اختصاص دهیم، او می آید تا با عناوین اختلاف انگیز مبارزه کند بنابراین باید او را مهدی موعود جهانیان برشمرد. زیرا عقیده به ظهور یک منجی و نجات دهنده فوق العاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده اند، منجی ملت ها در ادیان مختلف به خصوص ادیان ابراهیمی، هدفی واحد دارند و آن اقامه عدل و داد و بر پایی نظامی عادلانه و الهی است. ادیان غیر ابراهیمی هم همین اهداف را در مراتب پایین تری دنبال می کنند و بشارت نجات، کمال و عدالت سر می دهند. این بدان معناست که بشریت به دنبال یک گم شده است و در انتظار یک نجات دهنده اما برخی مصداق را گم کرده و راه را اشتباه رفته اند.

دین اسلام و حکومت واحد جهانی

همه ادیان، داعیه دار حکومت واحد جهانی در آخرالزمان هستند؛ اما در این میان اسلام ، حکومت واحد جهانی را بسیار روشن ترسیم کرده، راه های رسیدن به آن را بیان و رهبری، اهداف قیام، سرزمین های استراتژیک، نشانه های نزدیک شدن و… را کاملاً بیان کرده است.

ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد

قرآن و سنت دو منبع اصلی اسلام، درباره حکومت واحد جهانی(110373) سخن فراوان دارند: قرآن کریم در سوره انبیاء آیه 105 می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ- ما در کتاب زبور بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته من در اختیار خواهند گرفت و همین برای گروه عبادت کنندگان برای رسیدن به اهدافشان کافی است. در تفسیر قمى نیز در ذیل این آیه چنین آمده است: "منظور از اینكه زمین را بندگان صالح خدا به ارث مى‏برند حضرت مهدى عج و یاران او هستند". (تفسیر نمونه ج13،ص519) آیه، به صراحت می-فرماید: الأرض ؛ یعنی همه زمین در قلمرو حکومت صالحان است؛ چنان که در سوره حج آیه41 آمده است: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ .

آنها هرگز پس از پیروزى، همچون خودكامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب نمى‏پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى‏روند، بلكه پیروزی ها و موفقیت ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى‏دهند آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یك طاغوت جدید نمى‏شوند، ارتباطشان با خدا محكم و با خلق خدا نیز مستحكم است‏. حضرت باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: این مژده برای آل محمد صلوات الله علیهم است خدای تعالی مهدی عجل الله تعالی فرجه و یارانش را در مشارق و مغارب زمین پادشاهی می دهد. (بحارالانوار ج51،ص47)

در آیه دیگر، غلبه جهانی حق طلبان با دین حق همراه شده است: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. او كسى است كه رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین‏ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.( توبه، ۳۳: صف، ۹) امام صادق علیه السلام می فرماید:به خدا سوگند ای مفضل! همانا که از آیین ها و دین ها اختلاف را برطرف می کند و دین همه اش یکی خواهد شد همان گونه که خداوند تبارک و تعالی فرمود: انّ الدّین عندالله الاسلام همانا دین نزد خدا اسلام است و خدای تعالی (باز) فرمود: هرکس از دینی جز اسلام پیروی کند از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود. (بحارالانوار ج53)

خلاصه سخن:

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست در واقع شیعه با اندیشه مهدویت زنده و پویا است و با آن زندگی می کند و نفس می کشد و آن را رکن اساسی اعتقاداتش می داند، حال اگر همه بشریت مقدمه ظهور منجی عالم را فراهم کنند و در راهی قدم بگذارند که هدف از خلقت بشر همان است منجی کل جهان می آید و دنیا به مدینه فاضله تبدیل خواهد شد.

منابع:

- قرآن کریم

- منجی در ادیان(روح الله شاکری زواردهی)

- حکومت جهانی حضرت مهدی(آیت الله مکارم شیرازی)

- دادگستر جهان (ابراهیم امینی)

- محورهای امید در ادیان ابراهیمی(محسن شریعتی)

- سی دی جامع الاحادیث نور 5/3

 

 

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست.

منجی، منجی در ادیان، امام زمان

عقیده به ظهور منجی بزرگ در آخرالزمان که جهانیان را از ستم استبداد و بیداد رهایی خواهد بخشید، اعتقادی همگانی در میان پیروان ادیان، به خصوص ادیان بزرگ الهی و ابراهیمی است. همه ادیان و حتی مکتب های غیر الهی منتظرند تا دنیای آنها با آمدن یک نجات بخش که ظلم و ستم را از بین می برد خاتمه یابد، با بررسی این مطلب در ادیان مختلف به این نتیجه می رسیم که اصل ظهور منجی در میان همه ادیان امری مسلم است امّا در توصیف جزئیات دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند.

بشر از آن هنگام که ابتدایی‏ترین جوامع را تشکیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعه‏ای آرمانی و به تبع آنْ شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعه‏ای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگ‏های اقوام و ملل مختلف با تلقی‏ها و نگرش‏های گوناگون و به صورت‏های متنوعی معرفی شده است. منجی موعود و نجات‏بخش در نزد اقوام و ملل مختلف با آیین‏ها و فرهنگ‏های کاملاً متفاوت، به اَشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد.

تكثر منجی یا وحدت منجی

ما می بینیم که در ادیان مختلف بحث منجی مطرح است وهمه منتظر شخصی هستند که بیاید و ظلم و فساد را از بین ببرد، در یهود مسیحا یا ماشیح،( 250505) در مسیحیت مسیح، در اسلام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه، در زرتشت سوشیانت،( 236736) در هند و بودا متریا،( 24567) حال این سوال مطرح است که در واقع برای نجات بشریت قرار است چند منجی فرستاده شود؟

با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است

در بیشتر ادیان، این منجی را قرار است خدا بفرستد و نظام یك پارچه و جهانی هم که مطرح است تنها یك رهبر می خواهد، یعنی با منشأ واحد و ویژگی واحد. پس منجی با تكثر، سازگاری ندارد. حال این کدام منجی است که از طرف خداوند برای برقراری حکومت عدل جهانی می آید؟

بدیهی است که هر کدام از ادیان که نسبت به منجی خود تصور واضح تری ارائه کند و مدرک موثقی داشته باشد مورد پذیرش قرار می گیرد، با بررسی و مطالعه اعتقادات ادیان(192061) به این نتیجه می رسیم: در این بین نگرش شیعه در زمینه منجی و امید به آینده روشن بیش از همه ادیان و مذاهب است.

زیرا منجی که اسلام معرفی می کند یک فرد مشخصی است که نام، نام پدر، مادر و اجداد طاهرینش معین و معلوم است و صدها روایت در کتب شیعه و سنی وی را از زبان پیامبر اسلام معرفی کرده است، او حیّ و حاضر و زنده است، و راه و روش و اهدافش مشخص و معین است، هم چنان که قرآن وعده داده است، برای از بین بردن ظلم و فساد و بر پایی حکومت عدل جهانی می آید. خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند (آیه 55 سوره مبارکه نور)

نکته قابل توجه این است که برخی علائم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده در مورد حضرت مهدی علیه السلام نیز قابل تطبیق است و درست نیست که حضرت را به یک ملت معینی اختصاص دهیم، او می آید تا با عناوین اختلاف انگیز مبارزه کند بنابراین باید او را مهدی موعود جهانیان برشمرد. زیرا عقیده به ظهور یک منجی و نجات دهنده فوق العاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده اند، منجی ملت ها در ادیان مختلف به خصوص ادیان ابراهیمی، هدفی واحد دارند و آن اقامه عدل و داد و بر پایی نظامی عادلانه و الهی است. ادیان غیر ابراهیمی هم همین اهداف را در مراتب پایین تری دنبال می کنند و بشارت نجات، کمال و عدالت سر می دهند. این بدان معناست که بشریت به دنبال یک گم شده است و در انتظار یک نجات دهنده اما برخی مصداق را گم کرده و راه را اشتباه رفته اند.

دین اسلام و حکومت واحد جهانی

همه ادیان، داعیه دار حکومت واحد جهانی در آخرالزمان هستند؛ اما در این میان اسلام ، حکومت واحد جهانی را بسیار روشن ترسیم کرده، راه های رسیدن به آن را بیان و رهبری، اهداف قیام، سرزمین های استراتژیک، نشانه های نزدیک شدن و… را کاملاً بیان کرده است.

ادیان جملگی تقریباً در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جبّاران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه‏ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد

قرآن و سنت دو منبع اصلی اسلام، درباره حکومت واحد جهانی(110373) سخن فراوان دارند: قرآن کریم در سوره انبیاء آیه 105 می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ- ما در کتاب زبور بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته من در اختیار خواهند گرفت و همین برای گروه عبادت کنندگان برای رسیدن به اهدافشان کافی است. در تفسیر قمى نیز در ذیل این آیه چنین آمده است: "منظور از اینكه زمین را بندگان صالح خدا به ارث مى‏برند حضرت مهدى عج و یاران او هستند". (تفسیر نمونه ج13،ص519) آیه، به صراحت می-فرماید: الأرض ؛ یعنی همه زمین در قلمرو حکومت صالحان است؛ چنان که در سوره حج آیه41 آمده است: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ .

آنها هرگز پس از پیروزى، همچون خودكامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب نمى‏پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى‏روند، بلكه پیروزی ها و موفقیت ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى‏دهند آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یك طاغوت جدید نمى‏شوند، ارتباطشان با خدا محكم و با خلق خدا نیز مستحكم است‏. حضرت باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: این مژده برای آل محمد صلوات الله علیهم است خدای تعالی مهدی عجل الله تعالی فرجه و یارانش را در مشارق و مغارب زمین پادشاهی می دهد. (بحارالانوار ج51،ص47)

در آیه دیگر، غلبه جهانی حق طلبان با دین حق همراه شده است: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. او كسى است كه رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین‏ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.( توبه، ۳۳: صف، ۹) امام صادق علیه السلام می فرماید:به خدا سوگند ای مفضل! همانا که از آیین ها و دین ها اختلاف را برطرف می کند و دین همه اش یکی خواهد شد همان گونه که خداوند تبارک و تعالی فرمود: انّ الدّین عندالله الاسلام همانا دین نزد خدا اسلام است و خدای تعالی (باز) فرمود: هرکس از دینی جز اسلام پیروی کند از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود. (بحارالانوار ج53)

خلاصه سخن:

اندیشه منجی گرایی مخصوص شیعه نیست بلکه فراگیر و جهانی است و ریشه در فطرت انسان ها و نیازمندی آنان به رفع مشکلات و دشواری هایشان به دست یک انسان برتر دارد، اما آن چنان که این اعتقاد در میان شیعه این قدر عمیق و دقیق است که تمام جزئیات و اهداف ظهور مشخص شده است در ادیان دیگر نیست در واقع شیعه با اندیشه مهدویت زنده و پویا است و با آن زندگی می کند و نفس می کشد و آن را رکن اساسی اعتقاداتش می داند، حال اگر همه بشریت مقدمه ظهور منجی عالم را فراهم کنند و در راهی قدم بگذارند که هدف از خلقت بشر همان است منجی کل جهان می آید و دنیا به مدینه فاضله تبدیل خواهد شد.

منابع:

- قرآن کریم

- منجی در ادیان(روح الله شاکری زواردهی)

- حکومت جهانی حضرت مهدی(آیت الله مکارم شیرازی)

- دادگستر جهان (ابراهیم امینی)

- محورهای امید در ادیان ابراهیمی(محسن شریعتی)

- سی دی جامع الاحادیث نور 5/3

 

 

تاریخ انتشار: 1396/05/29 || بازدیدها:

  1  2  3   ...     14


پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آمار سایت

» بازدید امروز : 1
» بازدید دیروز : 0
» بازدید هفتگی : 1
» بازدید ماهیانه : 1
» بازدید سالانه : 1394
» کل بازدیدها : 1747